عباس شاه علی: فلسفه مدیریت و ویژگی‌های بارز یک مدیر، از جمله مقولاتی است که متأسفانه سال‌هاست مهم‌ترین رکن آن، یعنی انتخاب و انتصاب شایسته، گرفتار رویه‌ای ناپسند و مبتنی بر روابط، علایق و سلایق شخصی و سیاسی شده است. در این روال، تنها شایستگی و تخصص است که جایی ندارد. این امر موجب شده […]

عباس شاه علی:
فلسفه مدیریت و ویژگی‌های بارز یک مدیر، از جمله مقولاتی است که متأسفانه سال‌هاست مهم‌ترین رکن آن، یعنی انتخاب و انتصاب شایسته، گرفتار رویه‌ای ناپسند و مبتنی بر روابط، علایق و سلایق شخصی و سیاسی شده است. در این روال، تنها شایستگی و تخصص است که جایی ندارد. این امر موجب شده است که نیروهای درستکار، متخصص و کارآمد از گردونه تصمیم‌گیری و اجرایی حذف شوند و شاهد حلقه‌ای بسته و ثابت مدیریتی در کشور باشیم؛ حلقه‌ای که با هر انتخابات، تنها جای افراد عوض می‌شود و مسئولیت‌ها در بین گروهی خاص و شناخته‌شده دست به دست می‌گردد.
اگرچه بنا بر اصل تفکیک قوا – اصلی که متأسفانه کمتر رعایت می‌شود – نمایندگان مجلس حق دخالت در انتصابات مدیران دولت را نداشته و صرفاً وظیفه نظارتی را بر عهده دارند و بارها این موضوع تذکر داده شده است، اما «آنچه به جایی نرسد فریاد است.»
از آنجا که همچنان کفه عرف بر قانون سنگین‌تر است و به نظر می‌رسد شعارهایی نظیر عدم دخالت در انتصابات صرفاً تعارف باشد، دلسوزان در نقطه استیصال عنوان می‌کنند نمایندگان مجلس در روند دخالتی خویش، حداقل شایستگی و تخصص مدیران را در انتصابات دولتی مد نظر قرار داده و از نیروهای با تجربه همان مجموعه‌ها استفاده نمایند.

آسیب اصلی: تعهد بر مدار نمایندگان
متأسفانه آسیب بعدی که متوجه مردم می‌شود، آنجاست که پایبندی مدیران به نمایندگان مجلس، بیش از تعهد به دولت و مردم، طبق یک قانون نانوشته، به عنوان یکی از شروط تأیید انتصابات اهمیت پیدا می‌کند. وزرا از ترس تیغ استیضاح و استانداران و مدیران استانی نیز از کابوس برکناری، دچار وادادگی می‌شوند. در نتیجه، مدیرانی با تخصص غیرمرتبط و حتی بدون یک روز سابقه، بر مسند مدیریت ادارات تخصصی تکیه می‌زنند و جالب اینکه این دور تسلسل در زیرمجموعه مدیر هم تداوم می‌یابد. آنچه در این میان اهمیت حیاتی ندارد، تعهد به مردم است.

افزون بر این، هنگامی که انتصاب مدیران در ید قدرت نمایندگان قرار می‌گیرد، ضمن چشم‌پوشی از ضعف‌ها، عملکرد ضعیف آن‌ها نیز دوران چهارساله نماینده مجلس را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد؛ این وضعیت، انگیزه‌ای برای نظارت دقیق و سخت‌گیرانه باقی نمی‌گذارد.

چه باید کرد؟ راه برون‌رفت مدیریت استان
لرستان اگر می‌خواهد از این وضعیت برآید، نیازمند تغییر نگاه نمایندگان است:
احترام به جایگاه و اختیارات استاندار و مدیران.
عدم دخالت مستقیم و پایبندی به تفکیک وظایف قوا؛ فعالیت نمایندگان باید صرفاً در مشاوره و نظارت خلاصه گردد.

از سوی دیگر، اگر قرار باشد استاندار و مدیران، همکاران خویش را صرفاً به واسطه رفاقت‌ها، تعلقات سیاسی یا قرابت طایفه‌ای منصوب نمایند، هیچ تحول مثبتی رخ نخواهد داد.

پیشنهاد عملی:
پس از یک دوره مدیریت (مثلاً یک سال)، نمایندگان باید از استاندار و مدیران، گزارش عملکرد بخواهند و میزان موفقیت ایشان را رصد نمایند. نقاط آسیب‌پذیر باید اصلاح و تقویت شوند و در صورت عدم موفقیت، تغییر باید توسط دولت انجام پذیرد. این روند می‌تواند یک خانه‌تکانی اساسی در مدیریت استان و خداحافظی با مدیران ضعیف و ناکارآمد را فراهم نماید. به همین منوال، نمایندگان شهرستان‌ها باید عملکرد مدیران سفارشی خود را بعد از یک سال بررسی و اقدام مقتضی را انجام دهند.
در غیر این صورت، اگر قرار باشد همچنان همان رویه سال‌های گذشته تکرار شود، موضوع عجیبی نیست که این دیوار کج، از همان خشت اول تا ثریا کج خواهد رفت.